آغاز قصه
-
تاریخ: 1396/6/31 ساعت: 12:06
همه چی از یه کتاب شروع شد اولین جرقه ها زده شد وقتی که ردپایی از احساس یه آدم زیر اسم صاحب اون کتاب خودنمایی میکرد .سعی کردم جو زده نشوم و اون نشونه گذاری زیر اسم صاحب کتاب رو یه اتفاق گذرا بدونم .اما نشونه ها یکی پس از دیگری ذهنم رو درگیر کرد....وقتی که یه جوون عاشق همه جا مثل یه سایه پا میزاری جای...
سنگدل
-
تاریخ: 1396/5/27 ساعت: 6:30
کسی که سنگدله شاید یه روزی مهربون بوده شکستن اعتمادشو وقتی خیلی جوون بودههر اندازه که میجنگه بازم حس میکنه بس نیست مثل تبعید تنهاییش که منتظره هیچکس نیست شاید پلای برگشتو خودش عمدا خراب کرده هزار بار با سفید باخته سیاهو انتخاب کرده شاید به هرکی دل بسته ازش بدجوری رنجیده کسی که سنگدله شاید گذشتشو نبخ...
نسبت آدم ها
-
تاریخ: 1395/8/16 ساعت: 10:13
آدمها همدیگر را پیدا می کنند... از فاصله های خیلی دور ... از تهِ نسبت های نداشته انگار جایی نوشته بود که اینها باید کنار هم باشند ! می شوند همدم ، می شوند دوست ، می شوند رفیق ، اصلأ می شوند جانِ شیرین .. درست می نشینند روی طاقچه ی دلِ هم ... حرف هایشان یک جورِ خوبی دلنشین است ، دل برای خنده هایشان ض...
سنگ مفت گنجشک مفت!!!!!!
-
تاریخ: 1395/7/19 ساعت: 9:12
ﺳﻨﮓﻫﺎ ﺭﺍ ﻧﻤﯽﺩﺍﻧﻢ .. ﺍﻣﺎ ﮔﻨﺠﺸﮏﻫﺎ ﻣﻔﺖ ﻧﯿﺴﺘﻨﺪ ...xa0 ﻗﻠﺒﺸﺎﻥ ﻣﯽﺗﭙﺪ ﻧﮕﻮﻳﻴﺪ ﺳﻨﮓ ﻣﻔﺖ ﮔﻨﺠﻴﺸﮏ ﻣﻔﺖ ﺑﻌضے ﺁﺩﻡﻫﺎ... ﻧﺎﺧﻮاسته.. ﻫﻤﯿشه متهم ﺍﻧﺪ ... ﺑﺨﺎﻃﺮ ﺳڪوﺗﺸﺎن... ﻣﻬﺮﺑﺎﻧﯿﺸﺎن... ﮔﺬﺷﺘﺸﺎن ... بی ڪینهﺑﻮﺩﻧﺸﺎن ... کمک نخواستنشان.. بی آزار بودنشان.. ﮔﻮیی ﺟـــــﺎن ﻣﯿﺪﻫﻨﺪ ﺑﺮﺍی ﺍﺗﻬﺎﻡ بستن ... ﻭ ﺍﺯ همه ﺑﺪﺗﺮ ﺍینکه... ﺧﻮبیﻫﺎ...
یادگاری از دوست
-
تاریخ: 1395/7/11 ساعت: 3:47
احساسات تقدیمی از سوی یه دوست ..... کاش می شد شاعری دیوانه شد با خدا با ترس یا با آبرو بیگانه شد xa0 کاش می شد حرف از معشوقه زد عکس زیبایش سر هر کوچه زد xa0 کاش می شد از لب زیبای یار غنچه ای چید از برای یادگار xa0 کاش می شد سر به روی شانه اش می نشستم من به زیر خانه اش xa0 کاش می شد دست در دستان او م...
زندگی
-
تاریخ: 1395/7/10 ساعت: 6:01
ﺯﻧﺪﮔﯽ “ﺑﺎﻏﯽ” ﺍﺳﺖ؛ ﮐﻪ ﺑﺎ ﻋﺸﻖ “ﺑﺎﻗﯽ” ﺳﺖ... ”ﻣﺸﻐﻮﻝ ﺩﻝ” ﺑﺎﺵ؛ ﻧﻪ ”ﺩﻝ ﻣﺸﻐﻮﻝ”... ﺑﯿﺸﺘﺮ ﻏﺼﻪ ﻫﺎﯼ ﻣﺎ؛ ﺍﺯ ﻗﺼﻪ ﻫﺎﯼ ﺧﯿﺎﻟﯽ ﻣﺎست؛ ﭘﺲ ﺑﺪﺍﻥ ﺍﮔﺮ ”ﻓﺮﻫﺎﺩ” ﺑﺎﺷﯽ؛ ﻫﻤﻪ ﭼﯿﺰ “ﺷﯿﺮﯾﻦ” ﺍﺳﺖ...
آدم دلگیر.....
-
تاریخ: 1395/7/7 ساعت: 4:01
حال آدم که دست خودش نیست عکسی می بیند ترانه ای می شنود خطی می خواند اصلن هیچی هم نشده یکهو دلش ریش می شود ... حالا بیا وُ درستش کن آدمِ دلگیر منطق سرش نمی شود برای آن ها که رفته اند آن ها که نیستند , می گرید دلتنگ می شود حتی برای آنها که هنوز نیامده اند ... دل که بلرزد دیگر هیچ چیز سرِ جای درستش نیس...
پاییز بهاریست که عاشق شده است
-
تاریخ: 1395/6/31 ساعت: 2:48
زرد است که لبریز حقایق شده است تلخ است که با درد موافق شده است عاشق نشدی وگرنه می فهمیدی پاییز بهاری است که عاشق شده است. (میلاد عرفان پور)
پاییز
-
تاریخ: 1395/6/28 ساعت: 16:13
پاییز جان ، فصلِ زردِ من! مبادا دلت بگیردxa0 xa0از این که کسی نمی خواهد xa0زود تر سر برسی ... مبادا قهر کنی و با لجبازی بگویی که قصدِ آمدن نداری ! آخر اگر تو نیایی ، این آدم ها رفتن هایِشان ، دلتنگی هایِشان و بغض های نشئت گرفته xa0از حالِ بدشان را گردنِ چه کسی بیندازند ؟
حرف
-
تاریخ: 1395/6/21 ساعت: 2:51
حرف هايي كه ميزنيم،،،، دست دارند!!! دست های بلندی كه گاهی،گلويی را می فشارند و نفس فرد را می گيرند !!! xa0 حرف هايي كه ميزنيم،،،پا دارند !!! پاهای بزرگی كه گاهی،جايشان را روی دلی مي گذارند و برای هميشه مي مانند !!! xa0 ��حرف هايي كه ميزنيم ،،، چشم دارند !!! xa0چشم های سياهی كه،گاهی به چشم های دیگران...
به نام گیتاری که تارش عشق مینوازد....
-
تاریخ: 1395/6/16 ساعت: 5:13
اگر خواهم غم دل با تو گویم جا نمیابم وگر پیدا کنم جایی, تو را تنها نمیابم اگر یابم تو را تنها و هم جایی شود پیدا ز شادی دست و پا گم میکنم خود را نمیابم
خدایا دوستت دارم
-
تاریخ: 1395/6/16 ساعت: 5:12
مهر و محبت خونمان کم شده , در اثر تنهایی دیگر خون درون رگ هامون جریان نداره, اینقدر محو تماشای نقش دیگران هستیم که نقاش را فراموش کرده ایم , اینقدر درگیر مصنوع هستیم که صانع را فراموش کرده ایم , گوشهایمان برای شنیدن صدای خدا کم شنوا شایدم کر شده است , بیایید یک فنجان آرامش را به برنامه غذایی روزانه ...
سهراب گونه
-
تاریخ: 1395/6/16 ساعت: 5:12
آنگاه که غرور کسی را له میکنی, آنگاه که کاخ آرزوهای کسی را ویران میکنی, آنگاه که شمع امید کسی را خاموش میکنی, آنگاه که بنده ای را نادیده میگیری, آنگاه که حتی گوشت را میبندی تا صدای خرد شدن غرورش را نشنوی, آنگاه که خدا را میبینی و بنده ی خدا را نادیده میگیری ..... ..... میخواهم بدانم ..... دستانت را ...
نشد که نشد
-
تاریخ: 1395/6/16 ساعت: 5:12
خواستم گريه كنم لحظه ي ديدار نشد. بزنم حرف دلم پيشِ تو انگار نشد xa0 بار ديگر بنويسم از برايت شعريxa0 هرچه اصرار به اين حضرتِ خودكار نشد xa0 خواستم مثلِ قديم شوخيِ بيجا بكنم مثلِ ايّامِ قديم خاطره تكرار نشد xa0 چقدر دور ز هم از سرِ اجبار شديمxa0 عاشقي دلبرِ من از سرِ اجبار نشد xa0 خواب رفتي كه مرا م...
نجوای شبانه
-
تاریخ: 1395/6/16 ساعت: 5:12
شب ک میشود نجوای شبانه ی دلم اغاز میشود ,یک ب یک صفحات دفتر خاطرات ذهنم ورق میخورد و صحنه ب صحنه برایم مرور میشود , خوشی و ناخوشی بودنشان مهم نیست , مهم اینه ک شاد یا غمگین , توی ذهنم جا خوش کرده اند . شب با همه سکوت و ارامشی ک دارد زیباست, اما برام اغاز قیامتی از خاطرات است ک برایم جلوه گر میشود . ...
سلام
-
تاریخ: 1395/6/16 ساعت: 5:12
سلام ای ناله ی بارون سلام ای چشمای گریون سلام روزای تلخ من هنوزم دوستش دارم سلام ای بغض تو سینه سلام ای آه تو آیینه سلام شب های دل کندن هنوزم دوستش دارم “... “یه بی نشونم تو این خزون یه بیقرارم یه نیمه جون ........ یکی از آهنگ هایی که فوق العاده دوستش دارم آهنگ "سلام " از فریدون آسرایی هست xa0 کلا ع...
دلتنگی
-
تاریخ: 1395/6/16 ساعت: 5:12
چشمانم دریای اشک است و دلم ساحل غم و غصه, نمیدانم مرهم دل و چشمم چیست ؟؟ یا که مرهم دل بی قرارم کیست ؟ سکوت یا که فریاد؟!؟! بگذار " سکوت " را زندانی و " فریاد " را آزاد کنم پلاک دلتنگی بر گردنم خودنمایی میکند, دلتنگم... دلتنگم... برای قصه های ناب مهربانی برای آن خاطره های بارانی برای آن سیمای نورانی...