
چشمانم دریای اشک است و دلم ساحل غم و غصه, نمیدانم مرهم دل و چشمم چیست ؟؟ یا که مرهم دل بی قرارم کیست ؟ سکوت یا که فریاد؟!؟! بگذار " سکوت " را زندانی و " فریاد " را آزاد کنم پلاک دلتنگی بر گردنم خودنمایی میکند, دلتنگم... دلتنگم... برای قصه های ناب مهربانی برای آن خاطره های بارانی برای آن سیمای نورانی برای آن یار آسمانی چه فریاد کنم و چه سکوت, دلم آرام نمیگیرد, با تو ام ای آرام دلم تو خود میدانی که ... دلتنگ یک گل بوسه میان دو چشمانم هستم, و گوشهایم بی قرار طنین صدایت است , تو را به قطره های باران قسم, دریغ مکن از من این ناچیز را.... (تقدیم به مخاطب خااااااص , به او که...
ادامه مطلب